پ.ن باربط: يه عروسي دعوت بوديم شمال.. فك و فاميل باباي مهران.. يه آرايشگاه توي محمودآباد پيدا كردم به اسم زيگورات .... دو تا خانوم جوون و خوشگل و خوش فرم آرايشگرش بودن.. يه شينيون براي من پيچيدن هلو.. به علاوه خط چشم و سايه و ... كلا روي هم ازم 10 تومن گرفتن.. اگر تهران رفته بودم آرايشگاه براي اين كارا حداقل بايد 25 تومن پياده مي شدم.. تصميم گرفتم هروقت عروسي دعوت ميشم برم شمال همين آرايشگاه.. ![]()
پ.ن بيربط: اين روزها داره آمار زنايي كه بعد از چند سال زندگي مشترك تازه هوس جووني و عشق و حال مي كنن بالا ميره.. پست بعدي مي خوام در اين باره و چند تا اتفاقي كه همينجا بيخ گوشم داره رخ ميده بنويسم... اگر عمري باقي باشه..
قهوه چي: احسانه
چاي بخور غصه نخور
از مكتب علم و يقين برگو به اصحاب يمين
برگو به عالم كز ضَلال منگر تو در دنيا جلال
برگو به اصحاب قريش خاتم بُوَد بر طاق عرش
اقراْ به اسمي گو خَلَق اسمي كه نامش داده حق
بسم آن صاحبدل غفار گو بسم يارب در دل عمار گو
اي محمد گو به عالم آفريد آن خداوند صبور و آن وحيد
آدمي را از عَلَق، از نطفهاي از سراي بيوجود، از نقطهاي
گر نگويم يا محمد ساحري ورنگويم بر خدايي قادري
ليك با عشق و خضوع و سادگي دين و دنيا را تويي بالندگي
پ.ن: سالها قبل، فكر كنم حدود سال ۷۷ يا ۷۸ بود كه اين شعر رو سرودم.. اونقدر حس قشنگي به من ميده اين شعر كه هربار ميخونمش مدتها بهش فكر ميكنم... اون سال با اين شعر توي انجمن شعرا و نويسندگان برنده شدم.....
پ.ن۲: دلم خواست اين چند خط رو با هم مرور كنيم:
* به جاي پدرم درآمد؛ بگوييم: خيلي راحت نبود
* به جاي خسته نباشيد؛ بگوييم: خدا قوت
* به جاي دستت درد نكنه؛ بگوييم: ممنون از محبتت- سلامت باشي
* به جاي ببخشيد مزاحمتون شدم؛ بگوييم: از اين كه وقت خود را در اختيار من گذاشتيد متشكرم
* به جاي خدا بد نده؛ بگوييم: خدا سلامتي بده
* به جاي قابل نداره؛ بگوييم: هديه براي شما
* به جاي بد نيستم؛ بگوييم: خوب هستم
* به جاي بدرد من نمي خورد؛ بگوييم: مناسب من نيست
* به جاي جانم به لبم رسيد؛ بگوييم: خيلي راحت نبود
* به جاي فراموش نكني؛ بگوييم: يادت باشه
* به جاي داد نزن؛بگوييم: آرام باش
قهوه چي: احسانه
چاي بخور غصه نخور