تبليغاتX
چاي بخور غصه نخور
من آمده ام

من آمده ام

وای وای

من آمده ام

در حقیقت من آمده ام که بمانم اگر خدا بخواهد! از این به بعد سعی میکنم چای را با دو تا خرما تقدیم کنم که نگید اینجا تو قهوه خونه کسی یه حبه قند دست آدم نمیده( بین خودمان بماند احسانه که بعد از سفرش به عربستان جو گیر شده و به رسم اعراب چای را فقط با شکر میخورد، بنده خدا سیامک هم که اگه قند میخورد یکذره گوشت به بدنش میومد اینقدر لاغر نمیموند بعدش هم حالا که خودش قند نمیخوره انتظطار دارید جلوی شما قند بگذاره؟ در ضمن اگر دکتر و کلئوپاترا چایی دم کردند آنوقت شما انتظار قند از ایشان داشته باشید قند را که خالی نمیخورند که! انتظار قند از اصفهانی جماعت هم بیهوده است وقت خودتان و ما را نگیرید...)

و اما خرمای اول:

بچه گربهه از مامانش میپرسه: بابام کیه؟ مامانش میگه: نمیدونم عزیزم من سرم تو سطل آشغال بود!

یه قلپ چای بزن گرم شی جوون!

این روزها بحث داغ روز بحث تعطیلی روزنامه شرق است. تعطیلی ای که باز هم بهانه اش یک کاریکاتور بود. اگر منصفانه نگاه کنیم کاریکاتوری که شرقی ها چاپ کردند کار بسیار زشتی بود حتی اگر احمدی نژاد نه رئیس جمهور که یک شهروند عادی هم بودباز هم روزنامه شرق حق توهین به ایشان را نداشت. فکر میکنم همه با این جمله موافق باشیم که زبان طنز زبان توهین نیست و هیچ کس حق ندارد به اسم انتقاد یا کاریکاتور یا طنز کس دیگری را الاغ بنامد چه برسد به اینکه در حرفه ای ترین روزنامه کشور بخواهیم بالاترین مقام رسمی کشور را الاغ بنامیم.

اما عجیب ترین نکته برای من انگیزه روزنامه شرق از چاپ این کاریکاتور است چون که شرق محتاط ترین روزنامه اصلاح طلبی تاریخ 9 ساله اصلاحات است و همچین حماقتی( که شاید بعضی ها جسارت بخوانندش) از این حرفه های محتاط خیلی بعید بود مگر اینکه با این نظر موافق باشیم که شرقی ها بعد از ملزم شدن به تغییر مدیرمسئول میدانستند که دیر یا زود کرکره روزنامه شان را به بهانه ای پایین می کشند پس با چاپ این کاریکاتور خواستند که مرگی باعزت را برای خود رقم بزنند، گرچه من دوست دارم به جای عبارت" مرگ با عزت" عبارت " خودکشی" را بکار ببرم.

دهنتون تلخ شد! اشکال نداره خرمای دوم را بخورید:

شکسپیر میگه: همیشه سعی کن چیزی را که دوس داری بدست بیاری و گرنه مجبور میشی چیزی را که بدست میاری دوست داشته باشی!

بقیه استکان چای را در خدمت باشیم:

با همه این تفاسیر ساده لوحانه است اگر فکر کنیم که شرق را بخاطر یک کاریکاتور یا عوض نکردن مدیرمسئول تعطیل کردند که اگر اینگونه بود آنروزی که کیهان مجلس را گاوداری و نمایندگان مجلس را گاو خواند باید درش چهار میخه میشد!

شرق هم به شماره هزار نرسید مثل تمام نشریات اصلاح طلبی منتشر شده در 9 سال اخیر! مشکل شرق کارکاتور و امثالهم نبود بلکه مشکلش این بود که صدای مخالفی بود که تاثیرگذار شده بود. که در این چند ساله حتی صداهای مخالفی که زیاد هم بر عامه مردم تاثیر چندانی نداشتند خاموش شده اند چه برسد به شرق که حداقل بر 20 درصد از جمعیت کشور تاثیر مستقیم داشت

من شرق را بخاطر نان به نرخ روز خوری اش در زمان انتخابات دوست نداشتم، اما شک نکنید که شرق حرفه ای ترین و بامحتواترین روزنامه منتشره بعد از انقلاب بود و وجودش در جامعه ای که به سرعت به سمت تکصدایی می برندش مانند هوای تازه ای بود که حتی ریه های همچون منی که دیدگاهایش را نمی پسندیدم پر از اکسیژن میکرد.

به هرحال دلم برای شرق، برای سرمقاله هایش و برای ویژه نامه هایش تنگ خواهد شد ولی باید باور کنیم که دیگر آفتاب از شرق طلوع نخواهد کرد!

پ.ن: خدمت قهوه چی اعظم احسانه خانم، سلام، اگر سیاسی بود یا اگر بی تربیتی بود معذرت! هرجور خودت دلت میخواد اصلاحش کن حتی اگر دوستش نداشتی هم حذفش کن به هر حال تو مگه چی ات از هیات نظارت کمتره!

صادق

 پ.ن:ادامه ای برای این مطلب در وبلاگ خودم نوشته ام که آنرا هم بخوانید بد نیست

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 14:12 توسط قهوه چي /

 
ehsane
ehsane