تبليغاتX
چاي بخور غصه نخور
درآمدت چقدره؟؟؟

دیروز رفته بودم پالایشگاه تهران.. راه رو بلد نبودم با آژانس رفتم.. برای برگشت زورم اومد دوباره اونهمه پول آژانس بدم.. برای همین هم یه آژانس گرفتم برای اولین ایستگاه مترو تا بقیه راه رو با مترو بیام...

آژانس 1500 تومن گرفت و من رو جلو در ایستگاه مترو "خیرآباد" انداخت پایین.. مردک نکرد حداقل تا جلوی پله ها بره.. وقتی رفتم بلیت بگیرم یهو دیدم یه جا فلش زده به سمت جعفرآباد.. ترسیدم نکنه تو این یه سالی که من مترو ندیدم یه خط جدید اضافه شده باشه.. مث خنگا از مسئول بلیت پرسیدم"آقا این همون خط میرداماده دیگه؟" یارو هم فک کرد من همین الان از اتوبوس دهاتمون پیاده شدم می خوام برم شهر.. با کلی صبر و حوصله و دلسوزی برام توضیح داد که نه سمت چپت رو نیگا کن خانوم.. برو جلو.. علامتای قرمز خودشون بهت راه رو نشون میدن (خوبه نگفت راه شهر رو نشون میدن) ...

خلاصه اینکه رسیدم به محل ایستگاه... قطار که اومد سوار شدم.. یه ایستگاه نگذشته بود که یه دختر جوون با یه خانوم مسن هر کدوم یه کیسه بزرگ به دستشون اومدن تو قطار.. تا قطار راه افتاد و هر کدوم یه عالمه چیز میز از توی کیسه درآوردن برای فروش.. دختره انواع لباس زیر زنانه می فروخت.. رنگ و وارنگ .. لباس زیر توری دونه ای 1500 تومن.. نخی و کتان دونه ای هزار تومن...

اون یکی خانومه هم انواع و اقسام کیف و ساک آرایشی و بهداشتی می فروخت.. دختره همه لباس زیرها رو رو دستش گرفته بود و راه می رفت.. یه خانوم یه دونه مشکی ازش خرید.. اون یکی خانوم قرمزش رو می خواست.. دختره هم یه قرمز پیدا کرد و بهش داد اما فنر این یکی زده بود بیرون.. خانومه گفت یکی دیگه بهم بده.. اما دختره پشت چشمی نازک کرد و گفت: "اینا همه شون اینطوریه!! فنر همه زده بیرون.. وقتی می خری باید سر جایی رو که فنر داره یه کوک بزنی.." بعد هم از سر شیکم سیری لباس رو از دست خانومه گرفت و رفت اون طرف کوپه.. فک کنم سه چهارتایی تا رسیدن به ایستگاه بعدی فروخت و بعد پیاده شد..

با خودم نشستم حساب کردم.. توی هر قطار حداقل 2 تا می فروشه.. یعنی 3 هزار تومن.. بعد در طول روز فقط کافیه به 10 تا قطار وارد بشه.. که البته قطعا خیلی بیشتر میره.. میشه روزی 30 هزارتومن(حداقل).. یه ماهش میشه به عبارتی 900 هزارتومن.. تو فک کن پول واقعی جنسش 300 تا 400 هزارتومن هم که بشه.. پول اجاره مغازه هم که نمیده.. یعنی ماهی 500 تومن درآمد خالص.......

 

یه خانوم دکتر می شناسم.. سالها درس خونده.. مجرده هنوز ازدواج نکرده.. چند سال فرانسه درس خونده.. الان بعد از سالها که اومده ایران تونسته تو یه بیمارستان توی اسلامشهر کار گیر بیاره.. از صبح تا عصر می کوبه میره اسلامشهر توی بیمارستان مریض ویزیت می کنه.. تا یک سال اول درآمدش ماهی 25 هزارتومن می شد تقریبا که نصفش رو تازه باید پول آب و برق و تلفن بیمارستان میداد........

داداش همین خانوم دکتر هم سالهاست توی بیمارستان معیری پزشکه.. فک کن تو یه بیمارستان دولتی که هر یه شب درمیون باید شیفت وایسه و این بیمارستان همونطور که همه تون می دونید مخصوص دست و پا شکستگی و تصادف و ارتوپدیه.. ماهی 300 تومن حقوق می گرفت (البته آخرین باری که خبر داشتم)ه....

 

دختره اومده اینجا.. دفتر خودمون.. فرم برای منشی گری پر کرده.. لیسانس روانشناسی داره.. توی قسمت میزان حقوق درخواستی نوشته: 180 هزارتومن!!!!!.......

 

پ.ن: ولش کن بابا.. خوبید؟؟؟؟

راستی از همه دوستانی که کمک کردن ممنون.. منشی دو سه تا خوب پیدا شده که باید از بینشون یکی رو انتخاب کنیم.. اونایی هم که انتقاد داشتن به اسکروچ بودن من .. توی کامنت دونی پست قبلی توضیح واضحات دادم...

 

پ.ن: هنوز دکتر نرفتم.. یعنی اونایی که بچه ها شماره دادن هیچ کدوم تلفنا جواب نمیده.. روز به روز هم دارم بیشتر شبیه پیرزنای از کار افتاده میشم...

 

بعد نوشت: آخ که چقدر آتیش گرفتم وقتی این خبر رو خوندم...

 

قهوه چی: احسانه

 

چای بخور غصه نخور

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 12:1 توسط قهوه چي /

 
ehsane
ehsane